|
نويسنده و كارگردان:
مسعود
كيميايي
مدير فيلمبرداري:
محمود
كلاري
تدوين: مهدي رجائيان
موسيقي متن: فريبرز لاچيني
طراح صحنه: مسعود كيميايي
چهره پردازي:
جلال
معيريان
بازيگران:
فرامرز
قريبيان،
گلچهره
سجاديه،
نيكي كريمي،
منوچهر حامدي، عليرضا رياحي، اميرحسين خانشهري، كامران باختر، عباس قاجار، كارن
همايونفر
سال ساخت: 1370
تاريخ اكران:
شهريور 1372
فروش در سينماهاي
تهران: 17 ميليون تومان
خلاصه داستان:
رضا بيست سال پيش،
سه روز مانده به عروسي اش با طلعت به جرم قتل دوستش ناصر، بي گناه به
زندان مي افتد و پس از آزادي هم در شوشترمانده است. و حالا پس از بيست
سال توسط دوست دوران جواني اش صادق
براي شركت در جشن عروسي پسر صادق
به تهران دعوت
مي شود. رضا پس از بيست سال پا به تهران مي گذارد. صادق در نامه اي كه به رضا نوشته از رضا خواسته كه
دختر او را از دست عده اي نجات دهد. رضا به سراغ دختر صادق مي رود
اما توسط چند ناشناس به شدت زخمي مي شود. رضا پس از درگيري به سراغ
طلعت كه حالا يك خياطي لباس
عروسي دوزي دارد مي رود. و پس از بيست سال دوباره طلعت و رضا يكديگر
را مي بينند. همراه طلعت دختري بنام نگين هم زندگي مي كند كه پرستار
است. آن عده ناشناس به سراغ رضا مي آيند
و رضا به كمك طلعت فرار مي كند. نگين زخمهاي رضا را بخيه مي زند. طلعت
به رضا مي گويد كه قتل ناصر كار صادق بوده و صادق او را كشانده تهران
كه او را بكشد. رضا به مجلس عروسي پسر صادق مي رود و پس از پايان مراسم صادق را در
تالار اصلي سالن با ضرب چاقو از پا
در مي آورد و صادق قبل از مرگ به رضا مي گويد كه نگين دختر
رضا است. رضا سپس به همراه طلعت و نگين و نامزد نگين تالار را
ترك مي كنند
|