Home - Iranactor - Help


سينماي ايران     جشنواره فيلم فجر    فيلمها    هنرمندان   |    اخبار   |   برنامه سينماها   |   آلبوم عكس  |   سينماي جهان   |   فروشگاه

جستجو  از طريق حرف اول نام فيلم

ش

س

ز

ر

د

خ

ح

چ

ج

ت

پ

ب

الف

آ

ي

و  -  ه

ن

م

ل

گ

ك

ق

ف

ع

ط

ض

ص

جستجو بر اساس سال ساخت:         1385        1384       1383       1382      1381    |     1380     |      1379      و ... بيشتر

 

عروس

كارگردان: بهروز افخمي
فيلمنامه: عليرضا داودنژاد، بهروز افخمي
مدير فيلمبرداري: نعمت حقيقي
تدوين: محمدرضا موييني
موسيقي: بابك بيات
طراح صحنه و لباس: عبدالحميد قديريان
طراح چهره پردازي: مهرداد شكرابي، عاطفه رضوي
استوديوي صدا،‌ دوبلاژ و ميكس: فريدون ژورك
جلوه هاي ويژه: مهدي بهمن پور
مدير دوبلاژ: ژرژ پطروسي
مدير توليد: سيدضياء هاشمي
بازيگران: ابوالفضل پورعرب (حميد خوشمرام)، نيكي كريمي (مهين ناظري)، عباس اميري (ناظري)، علي سجادي حسيني (سعيد)، فرحناز منافي ظاهر (مليحه)، منصور والامقام (خوشمرام)، منصوره ايلخاني (عمه خانم)، معصومه اسكندري (مادر سعيد)، رقيه چهره آزاد، اكبر معززي، حسن سجادي، كريم مرايي، اكبر نصيري
زمان: 89 دقيقه
محصول: مهاب فيلم با حمايت مركز گسترش سينماي تجربي و نيمه حرفه اي
سال ساخت: 1369
سال نمايش: تابستان 1370
فروش در سينماهاي تهران: 38 ميليون تومان (پرفروش ترين فيلم سال 1370)

خلاصه داستان:
حميد از مهين خواستگاري مي كند. اما پدر مهين با شرط هايي كه براي ازدواج تعيين مي كند حميد را براي اندوختن ثروت به كار قاچاق دارو مي كشاند. حميد در زمان اندكي ثروت كلان مي اندوزد و ازدواج او با مهين سر مي گيرد و براي ماه عسل راهي شمال مي شوند. در جاده حميد بر اثر سرعت زياد اتومبيل با زني روستايي تصادف مي كند و به رغم نظر مهين از محل حادثه مي گريزد. آن دو به خانه پسرعموي حميد،‌ سعيد، مي روند و پس از شرح ماجرا عازم ويلاي حميد مي شوند. پس از درگيري لفظي بين زن و شوهر، روز بعد، مهين حميد را ترك مي كند تا از سرنوشت زن روستايي مطلع شود.حميد كه براي يافتن مهين مستاصل مانده است با سعيد تماس مي گيرد و سعيد او را ترغيب مي كند كه خود را به پليس معرفي مي كند. حميد به محل حادثه مي رود و در مي يابد كه زن روستايي جان سالم به در برده و در بيمارستان مي شود و مهين، كه پس از ترك شوهر هزينه مداواي زن روستايي را از حساب پس انداز حميد برداشت كرده است، از راهروي بيمارستان حميد را مي بينيد كه از اتومبيل پياده مي شود.

عناوين و جوايز:
- سيمرغ بلورين بهترين تدوين و بهترين موسيقي از نهمين جشنواره فيلم فجر
- ديپلم افتخار بهترين كارگرداني از نهمين جشنواره فيلم فجر
- كانديداي بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه، بهترين فيلمبرداري، بهترين چهره پردازي، بهترين بازيگر مرد (ابوالفضل پورعرب)، بهترين بازيگر زن (نيكي كريمي)، بهترين صداگذاري
- فيلم ششم سال 1370 در راي گيري منتقدان و نويسندگان

بخشي از فيلمنامه:
روز – داخلي – خانه ناظري
مهين دلواپس از اطاق بيرون مي آيد و مي نگرد … ناظري از پله ها سرازير شده است … مهين به بالاي پله ها مي رود و مي نگرد و گوش مي ايستد … ناظري در را باز مي كند.
امير: سلام
ناظري: سلام عليكم … بفرماييد
امير: مي خواستم با شما صحبت كنم
ناظري: درباره چي؟
امير: شما نمي دونيد …
ناظري: حدس مي زنم … اما مطمئن نيستم …
امير: مطمئن باشيد … من دست بردار نيستم آقاي ناظري … چون هيچ دليل موجهي براي مخالفت شما نمي بينم …
ناظري: دليل موجهش همين رفتاريه كه شما الان داريد … شما داريد به حريم من … به حقوق من تجاوز مي كنيد …
امير: جدي مي فرماييد …
ناظري: من با كسي شوخي ندارم …
امير: پس بهتره پليسو خبر كنيد …
ناظري: همين كارو مي كنم … اگه يه دفعه ديگه زنگ در خونه منو بزنيد به پليس خبر مي دم …
و صداي بسته شدن در مي آيد … مهين مي نگرد … صداي زنگ مي آيد … مهين همانجا روي پله ها مي نشيند … ناظري با شتاب از پله ها بالا مي آيد … به مهين مي رسد.
ناظري: بفرما خانوم مهين خانوم … اينه اون مردي كه شما انتخاب كرديد … يه متجاوز … يه دزد … يه دزد سر گردنه … يه سارق مسلح ناموس …
و از كنار مهين مي گذرد.

يادداشت ويژه:
عروس نه تنها در سال و دهه اي كه در آن ساخته شد و به نمايش درآمد، بلكه در تاريخ سينماي پس از انقلاب اثر مهمي است.
اين فيلم در زمان به روي پرده آمدنش از انگشت شمار فيلمهاي ايراني بود كه از نظر سينمايي غلط نداشت. بعلاوه مزيتهاي بي شماري هم بر آثار رايج آن سالها و بعضاً اين سالها داشته و دارد. از جمله اينكه:
ميزانسن، حركات دوربين، بازيها، شخصيت پردازي و داستانگويي و شيوه ي روايت درست و جذابي دارد. بهروز افخمي نشان مي دهد كه همانطور كه از او انتظار مي رفت تواناييهاي خودش را دست كم نمي گيرد، قابليتهاي سينما را بخوبي مي شناسد و از آنها بهره مي جويد، و مي داند كه چطور با امكانات موجود سينماي ايران كنار بيايد. فيلم يا كارگردان در واقع حتي بنوعي بازيگران خودش را هم مي سازد. نيكي كريمي كه قبلا هم در فيلم ديگري بازي كرده بود، با اين فيلم است كه ديده مي شود. اين تنها آن روسري كه بعد ها مد روز شد نيست كه در اين فبلم جلوه مي كند. دختر جواني هم دارد نشان مي دهد كه مي تواند بازي كند و سينماي مردانه ي آن سالها ستاره ي خود را پيدا مي كند. ستاره اي كه تا سالها بي رقيب مي ماند و سر انجام نيز هنگامي كه رقباي جوان و تازه نفس از راه مي رسند با زيركي به خواست خود صحنه را هرچند نه به تمامي ترك مي كند.
بهروز افخمي با اين فيلم نشان مي دهد كه حتي در بدترين شرايط و با امكانات موجود هم مي توان فيلم خوب و در عين حال پرفروش ساخت. او حتي از كليشه هاي بعضاً رايج هم به درستي و در حد كمال استفاده مي كند. و سينماي ايران داراي يكي ديگر از معدود فيلمسازان صاحب فن خود مي شود كه راه تاثير گذاشتن بر تماشاگر را مي داند و در كمترين حدش قصه اي را به خوبي بيان مي كند. نمونه ي كميابي از يك كارگردان با استاندارد هاي شناخته شده ي صنعت فيلم. و فيلمهاي بعدي نشان مي دهند كه موفقيت عروس اتفاقي نبوده است.
از سوي ديگر، عروس نسبت به مسايل اجتماعي روز هم حساسيت نشان مي دهد و همين به جذابيت فيلم مي افزايد و اين جذابيت با جسارتي كه افخمي در نحوه بيان به خرج مي دهد دو چندان مي شود.
در مجموع آنچه عروس را بعنوان يك نقطه ي عطف در سينماي ايران ماندگار مي كند توانايي كارگردان در پرداخت سينمايي قصه اي جسورانه ، معرفي دست كم يك ستاره به سينماي بي ستاره، رونق بخشيدن به اقتصاد بي رمق يكي از سخت ترين دورانهاي ركود اقتصادي سينماي ايران و انگيزه بخشيدن به دست اندركاران صنعت فيلم براي به راه انداختن چرخهاي ازحركت باز ايستاده ي سينما. از ديدگاه نشانه ها و معاني، عروس سنگ نشانه ي پايان يك دوران سياسي و آغاز دوراني ديگر است ... و توضيح اين نكته مجال بيشتري مي خواهد.
/ بهروز توراني - آذر 81 /

گزيده اي از نقدها:
- با توجه به كيفيت مجموعه تلويزيوني كوچك چنگلي، عروس تماشاگرانش را غافلگير كرد. يك فيلم خوش ساخت و كاملا حرفه اي،‌ گيرا و پركشش،‌ با فيلمنامه اي دقيق و محكم. هر چند كه ريتم نيمه دوم فيلم با ريتم نيمه اول متفاوت است، اما در اين نيمه ي كم حادثه، تنشي دروني و بسيار قوي وجود دارد كه تا پايان تماشاگر را در التهاب نگه مي دارد. پايان فيلم، به رغم آنكه تكان دهنده نيست، اما بسيار مناسب و انديشمندانه است كه فيلم را از غلتيدن به كليشه ها و شعارها و هپي اندهاي باسمه اي نجات مي دهد. تدوين، موسيقي و فيلمبرداري عروس از امتيازهاي برجسته آن است؛ به اضافه يك غيرمنتظره ديگر، كه آن هم معرفي يك بازيگر توانا به سينماي ايران است: ابوالفضل پورعرب. عروس يك دريغ را هم در تماشاگر پي گير برمي انگيزد:‌ چرا عليرضا داودنژاد با اين تواناييها، سالهاست كه ديگر نشانه اي از اين تواناييها را در قالبهاي خودش بروز نمي دهد؟
/ هوشنگ گلمكاني /

- … عروس يك فيلم حرفه اي خوش ساخت در كادر دوست داشتني اسكوپ است. فيلمي مملو از فكرهاي سينمايي قابل درك و نه فريب آلود، با يك صحنه درخشان خيلي خوب. فيلمي كه به قصد فروش ساخته شده و تماشاگرش را تا به آخر بر صندلي مي نشاند. اين همان چيزي است كه سالها بود انتظارش را مي كشيديم …
/ احمد طالبي نژاد /

- عروس فيلم بدي نيست. سوژه جالبي دارد و بخصوص شخصيت اصلي فيلم بسيار جالب است. مي تواند بخاطر ريتم خوبش تماشاگر را جلب كند. اما تعداد فلاش بك ها زياد است. در اروپا،‌ مردم فيلم بنا شده بر فلاش بك را دوست ندارند. پايان فيلم به سوي يك نتيجه گيري اخلاقي گرايش دارد
/ ايو توراوال – مورخ سينما و شرق شناس/

- فيلم، مي خواهد يك اثر اكشن باشد، يك تريلر سرگرم كننده درباره شخصيتهايي كه هر كاري مي خواهند، مي كنند. اين شخصيتها گاهي واقعي به نظر نمي رسند.
/ راب ريشتر - نويسنده و منتقد سويسي /

گزيده اي از گفتگو با بهروز افخمي، ابوالفضل پورعرب و نيكي كريمي:


- بهروز افخمي: شايد باور نكنيد كه خودم هم تعجب كردم چطور اين فيلمنامه را پسنديدم! معمولا در چنين لحظه هايي از خودم سوال نمي كنم كه چرا؟ فقط ميزان خوش آمدنم مهم است. علت اصلي اين مسئله هم شخصيت حميد بود. يعني شخصيت اصلي ماجرا كه وجودش پر از تناقض است. آدمي كه به سرعت و بارها مي تواند تغيير موضع بدهد. مجموعه اي است از خواستهاي انقلابي،‌ اصلاح طلبانه،‌ سياسي، محافظه كارانه و خلاصه اينكه هم تمايلات انساني و هم تمايلات حيواني دارد. يعني شرافت و شرارت را در كنار هم.

 

 

 


- ابوالفضل پورعرب: … كار تئاتر مي كردم كه پيشنهاد شد در فيلم عروس بازي كنم … بيشتر درباره فيلمنامه و شخصيتهايش حرف مي زديم. بهروز مي گفت كه اگه بازيگري بتواند يك سكانس را خوب بازي كند،‌همه فيلم را مي تواند خوب بازي كند. چون فيلمنامه و شخصيتش را خوب درك كرده. يك شب با هم پياده راه افتاديم و ساعتها قدم زديم و صحبت كرديم. اصلا متوجه زمان نبوديم. ديروقت بود كه به خانه رسيديم و حرفها تا ساعت سه بعد از نيمه شب ادامه يافت تا اينكه بهروز گفت: «همينه!». قرار بود وقتي كه به يقين مي رسيم، كار را شروع كنيم. و فردايش شروع كرديم …


 

 



- نيكي كريمي: … براي بازي در فيلم عروس آقاي چمشيد گرگين كه از دوستان صميمي پدرم است،‌ مرا به آقاي افخمي معرفي كرد … دو ماه پيش از تمرين دو نفري با آقاي پورعرب،‌ من به تنهايي با آقاي افخمي تمرين كردم. فيلمنامه را مي خوانديم، و ديالوگها را ضبط مي كرديم. به طور عمده،‌ قصد آقاي افخمي، آشنا كردن ما با حس و حال و فضاي فيلمنامه بود. بخصوص كه اول قرار بود صدا سر صحنه گرفته شود.

 

 

 

منابع:
- فيلمنامه عروس - نوشته عليرضا داودنژاد - انتشارات كوبه
- ماهنامه فيلم شماره ۱۰۴ و ۱۱۰
- فيلمشناخت ايران - جلد دوم ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۹ - غلام حيدري
و با تشكر از بهروز توراني