|
پشت شهزاده
قاجار شكست
چون سر ميز
به اجبار نشست
سند صلح به
امضاي تزار
و قاجار
گشت مكتوب و
سر ايران را
هيفده شهر،
بهين شهرستان
را
به يك امضا ز
تن مام وطن بركندند
شاهزاده سوي
شاه
با دل و جان
پريشان آمد
سوي تهران
آمد
حيرتش گشت
فزون
شور و غوغايي
ديد
همه جا جشن و
چراغاني بود
سخن از فتحي
ايراني بود
شاه قاجار
نشسته بر تخت
شاعران وقاد
- يا نه -
جمله قواد
فتحنامه به
كف از فتح سخن مي گفتند
تهنيتها به
شه و مام وطن مي گفتند
دل شهزاده
شكست
صبحگاهان از
غم
ديده بر دنيا
بست
*** |