Home - Iranactor - Help - Back
سينماي ايران | آرشيو فيلم | آرشيو هنرمندان | آخرين اخبار | برنامه سينماها | آلبوم عكس | سينماي جهان
هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري
مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق
پروين اعتصامي
P.Etesami
اي مرغك
اي مرغك خرد، زاشيانه
تا كي حركات كودكانه
رام تو نمي شود زمانه
منديش كه دام هست يا نه
شو روز بفكر آب و دانه
پرواز كن و پريدن آموز
در باغ و چمن چميدن آموز
رام از چه شدي، رميدن آموز
بر مردم چشم،ديدن آموز
هنگام شب، آرميدن آموز
از لانه برون مخسب زنهار
اين لانه ايمني كه داري
كردند هزار استواري
دادند باوستادكاري
تا عمر تو با خوشي گذاري
يك روز، تو هم پديد آري
داني كه چسان شدست آباد
تا گشت چنين بلند بنياد
دوريش ز دستبرد صياد
وز عهد گذشتگان كني ياد
آسايش كودكان نوزاد
گه دايه شوي، گهي پرستار
اين خانه پاك، پيش از اين بود
كرده به گل آشيانه اندود
يك رنگ چه در زيان چه در سود
از گردش روزگار خشنود
آن كي، پدر هزار مقصود
آرامگه دو مرغ خرسند
يك دل شده از دو عهد و پيوند
هم رنجبر و هم آرزومند
آورده پديد بيضه اي چند
وين مادر بس نهفته فرزند
بس رنج كشيد و خورد تيمار
گاهي نگران ببام و روزن
روزي بپريد سوي گلشن
خاشاك بسي ز كوي و برزن
يك چند به لانه كرد مسكن
آن قدر پرش بريخت از تن
بنشيت براي پاسباني
در فكرت قوت زندگاني
آورد براي سايباني
آموخت حديث مهرباني
آن قدر نمود جانفشاني
تا راز نهفته شد پديدار
آن بيضه بهم شكست و مادر
چون ديد ترا ضعيف و بي پر
بس رفت بكوه و دشت و كهسر
چون گشت هواي دهر خوشتر
بسيار پريد تا كه آخر
در دامن مهر پروراندت
زير پر خويشتين نشاندت
تا دانه و ميوه اي رساندت
بر بامك آشيانه خواندت
از شاخه بشاخه اي پراندت
آموخت بسيت رسم و رفتار
داد آگهيت چنانكه داني
آموخت همي كه تا تواني
هنگام بهار زندگاني
كوشيد بسي كه در نماني
برد اين همه رنج رايگاني
از زحمت حبس و فتنه دام
بي گاه مپر ببرزن و بام
سرمست براغ و باغ مخرام
روز عمل و زمان آرام
چون تجربه يافتي سرانجام
رفت و بتو واگذاشت اين كار