Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


پروين اعتصامي

P.Etesami


آيين آينه

 

وقت سحر، به آينه اي گفت شانه اي

ما را زمانه رنجكش و تيره روز كرد

هرگز تو بار زحمت مردم نمي كشي

از تيرگي و پيچ و خم راههاي ما

با آن كه ما جفاي بُتان بيشتر بريم

گفتا هر آن كه عيب كسي در قفا شمرد

در پيش روي خلق بما جا دهند از انك

خاري بطعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ

چون شانه، عيب خلق مكن مو به مو عيان

ز آن كس كه نام خلق به گفتار زشت كشت

زانكشت آز، دامن تقوي سيه مكن

از مهر دوستان ريا كار بهتر است

آن كيميا كه مي طلبي، يار يكدل است

كاوخ! فلك چه، كجرو و گيتي چه تند خوست

خُرم كسي كه همچو تُواش طالعي نكوست

ما شانه مي كشيم بهر جا كه تار موست

در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست

مشتاق روي تواست هر آن كس كه خوبروست

هر چند دل فريبد و رو خوش كند عدوست

ما را هر آن چه از بد و نيك است روبروست

خنديد گل كه هر چه مرا هست رنگ و بوست

در پشت سر نهند كسي را كه عيبجوست

دوري گزين كه از همه بدنامتر هموست

اين جامه چون دريد، نه شايسته رُفوست

دشنام دشمني كه چو آيينه راستگوست

دردا كه هيچ گه نتوان يافت، آرزوست

 

پروين، نشان دوست دُرستي و راستي است

هرگز نيازموده، كسي را مدار دوست