Home - Iranactor - Help


كاغذ ديواري  |   آلبوم عكس  |   سينماي ايران  |   گفتگو   |   آخرين اخبار   |    سينماي جهان  |   صفحه اول

مقاله ها:     يادداشت و نقد فيلم   طنز   شعر  |   كاريكاتور

 

نمايشي صميمانه از اقتدار معصومانه

نقدي بر  من ترانه پانزده سال دارم

 

 

نويسنده: نجمه سادات انواري

 e_mai:lnajmeh@mail.com 

 

صدرعاملي با ساخت فيلم “دختري با كفشهاي كتاني” فصلي تازه در سينماي خود آغاز كرد و خود را به عنوان يك فيلمساز منتقد معرفي كرد. او بعد از موفقيت “دختري با كفشهاي كتاني” فيلم “من، ترانه 15 سال دارم.” را ساخت. اين فيلم به مراتب شسته رفته تر، خوش ساخت تر و پخته تر از “دختري با كفشهاي كتاني” است. “دختري با كفشهاي كتاني” يك گزارش تصويري بود، اما “من، ترانه 15 سال دارم.” تكرار همان تجربه ولي با ساختار سينمايي است.
صدرعاملي به خاطر سابقه روزنامه نگاريش از موضوعات ظاهراً كم اهميت به سادگي نمي گذرد. او عادت كرده است جرئيات را بزرگ كند و اينگونه است كه موضوعاتي را كه هر روز در زندگي روزمره اتفاق مي افتد، به تصوير مي كشد و فهم تماشاگر را درگير مي كند.
اسم فيلم گوياي اين موضوع است كه ترانه اي كه در ابتداي فيلم با سؤال “اسمت چيه؟ چند سالته؟” روبه رو مي شود -سؤالي كه نشان از شك و ترديد نسبت به بزرگي او دارد- سن كمي دارد، اما مي بينيم كه در طي فيلم، او در برابر تمام مشكلات به تنهايي مقاومت مي كند، سختي ها را تحمل مي كند و سعي مي كند ايستادگي، مقاومت و تلاش براي زندگي بهتر را به مخاطب نشان دهد.
تم اصلي فيلم بر روي پايداري ترانه است. به همين جهت 30 دقيقه ابتدايي فيلم با سرعت بالايي همراه است و از آنجا به بعد است كه هرجا دوربين هست، ما هستيم. هرجا ترانه تنها هست، ما هستيم.
در ابتداي فيلم ترانه پشت به دوربين به طرف زندان مي رود. او به طرف زندان خود مي رود، به جرمي كه مرتكب نشده و در انتها با ممارست خود را از زندان رهايي مي بخشد و اين را در سكانس پاياني و حركت رو به دوربين او براي خروج از زندان  مي بينيم.
صدرعاملي با مهارت كامل تخيل تماشاگر را به كار مي اندازد و به تماشاگر اجازه مي دهد كه در موقعيتهاي مختلف قصه پردازي كند و اين يعني احترام به تماشاگر و شخصيت قائل شدن براي او. از اين صحنه ها مي توان به صحنه اي كه نوزاد در كنار ترانه نيست و بيننده دزدي را قصه پردازي مي كند يا نگاههاي مرموز سرباز و پسر همسايه و … اشاره كرد.
بازي ميلاد صدرعاملي واقعي بود. او سعي كرده بود مثل بعضي از پسرهاي ايروني امروزي مخصوصاً تهروني باشد، كه بعضي اوقات شيطنت و اشتباه مي كنند و ناپختگي هايي در زندگي دارند و اين ناپختگي به زيبايي در ديالوگهاي امير ديده مي شود كه در ضمن اشاره يي گذرا به رايج شدن “عشق هاي غيرواقعي و خيالي” دارد.
فيلم تلنگري بود به همه ما انسانهايي كه عادت كرده ايم به هم بي اعتماد باشيم و بي اعتنا. در كنار ما هزاران ترانه زندگي مي كنند كه ما يا نسبت به آنها بي تفاوت هستيم و يا به جاي كمك به آنها، به شخصيتشان ضربه مي زنيم و در اين ميان مسئولان مخاطبان اصلي هستند. آنهايي كه به اسم انجمن هاي مختلف حمايت فعاليت مي كنند، اما عملاً در اين وادي گام برنمي دارند.
حرف ديگر صدرعاملي با زنان بود، آنهايي كه بهانه دارند جامعه بد است و من نمي توانم خوب باشم. اين فيلم به همه زنها مي گويد كه بايد خودشان نجات بخش خود باشند.
صدرعاملي در ضمن اين فيلم به يك معضل بسيار عميق  در جامعه اشاره كرد. معضلي كه فقط روي آن سرپوش گذاشته
مي شود و روز به رو عميق تر مي گردد. به راستي تكليف “آرزو”ها چيست؟ آيا حق آنها از زندگي بهزيستي است؟
به جرأت مي توان گفت فيلم نه فيلم روز بود، نه فيلم اجتماعي. بلكه فيلمي بود كه بر پايه مناسبات انساني ساخته شده و بيشتر از آنكه به مسائل روز جامعه بپردازد به مسائل انساني پرداخته بود و ما هم خوب مي دانيم كه فيلم انساني جزو فيلمهاي تاريخ مصرف دار به حساب نمي آيد.
حيف است در مورد فيلم صحبت شود، اما از بازي واقعي و زيرپوستي “ترانه عليدوستي” سخني به ميان نيايد. ويژگي هاي ظاهري و چهره اش من جمله نگاههاي معصومانه و صداي گيراي او كه نشان از رنج هايي كه بر او رفته است دارد، به همراه توانايي بازيگري اش نقش را براي مخاطب باورپذيرتر كرد. به راستي كه او شايسته سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن جشنواره بود. اين فيلم سكوي پرشي براي اوست تا وارد دنياي بازيگري حرفه اي شود.
فيلم “من، ترانه 15 سال دارم.” با صداقت و صميميت داستان دختري را بيان مي كند كه مي خواهد پاك بماند و تلاش مي كند تا پاكي خود را اثبات كند. به عبارت ديگر و به قول كارگردان اين فيلم نمايانگر مظلوميت زنها نيست، بلكه نمايانگر “اقتدار” آنهاست.
اين فيلم گام بلندي به پيش در كارنامه فيلمسازي صدرعاملي است. به اميد آنكه او با سومين كارش در اين حيطه اين مثلث را به زيبايي هرچه تمامتر كامل كند.

نجمه سادات انواري

دانشجوي مهندسي كامپيوتر مشهد