|
موقعيت و مخاطب
هفت نكته در
حاشيه ي « ارتفاع پست »
1.
شروع
كدام عامل يا
كدام اتفاق باعث شده « ابراهيم حاتمي كيا » در ميان فيلم سازان پس از انقلاب به
نامي شاخص بدل شود ؟
شايد در وهله ي
اول آن چه نام اين سينماگر را تا اين اندازه مطرح كرده و بر سر زبان ها انداخته ؛
نوع داستان هايي است كه در سينمايش تعريف مي كند . در واقع نوع داستان گويي او
ادامه ي همان سنتي است كه مي گويد سينما بايد براي تماشاگران اش داستان بگويد .
طرفداران اين سنت عقيده دارند كه سينما اصلا مخاطب محور است و فيلم بايد ساخته شود
تا روي پرده برود و تماشاگران اش را پيدا كند . سينماي « حاتمي كيا » هم به نظر مي
رسد كه چنين سينمايي است . سينمايي كه مي كوشد در وهله ي اول داستان بگويد و در
وهله ي بعد آن را خوب تعريف كند . رمز موفقيت « حاتمي كيا » و سينمايش هم احتمالا
همين است .
2.
زمان
سينماي پس از
انقلاب قرار بود سينماي ديگري باشد و قرار بود جور ديگر بودن اش به چشم بيايد . پس
نوع نگاه ها هم بايد تغيير مي كرد . بنابراين كساني وارد سينماي حرفه اي شدند كه
بيش از هر چيز مساله ي ايمان و اعتقاد و چيزهايي از اين دست را مطرح مي كردند . چند
سالي گذشت تا نگاه آن ها به سينما اندكي تغيير كند .
سينماي « حاتمي
كيا » را اگر درست نگاه كنيم مي تواند ( به قولي ) آيينه ي تمام نماي دهه ي شصت و
هفتاد ايران باشد . شخصا نگاه كردن به فيلم ها و فيلم سازان را از دريچه ي اجتماع
نمي پسندم و به نظرم حتا در مواردي بسيار گمراه كننده است . مساله اما اين جاست كه
فيلم هاي « حاتمي كيا » به نظرم دقيقا با زمان ساخت شان مطابقت دارند . اين حرف
البته به آن معنا نيست كه فيلم هاي او تاريخ مصرف دارند . بعكس ؛ فيلم هاي او در
عين اين كه يكي پس از ديگري روند خلاقيت را نشان مي دهند ، مي توانند سندي از
روزگار خود و آدم هاي آن روزگار باشند .
3.
مخاطب
مخاطب محوري به
گمان ام يكي از آن مسايلي است كه دراين سال ها دغدغه ي « حاتمي كيا » بوده ؛ چيزي
كه در سال هاي آغازين كار او كمتر ديده مي شد . « هويت » نخستين كار سينمايي او بيش
از آن كه به فكر مخاطبان اش باشد درصدد آن بود كه پيام يا مضمون اش را ( هرچند
شعاري و گذرا ) منتقل كند . در «ديده بان » و « مهاجر » نيز مي شد اين مساله را به
صورتي آشكار ديد . در عين حال « مهاجر » مي كوشيد داستان اش را روان تر بگويد و
موفق تر عمل كند . ( در همان سال ها « بهروز افخمي » ، « ابراهيم حاتمي كيا » را
به نوعي « هوارد هاكس » ايران دانسته بود ) شايد « وصل نيكان » شروعي بود براي
رسيدن به مخاطبان بيشتر . موضوعي كه « حاتمي كيا » انتخاب كرده بود به شدت حساس و
در آن سال ها جذاب به نظر مي رسيد . با اين همه « حاتمي كيا » با « از كرخه تا
راين » توانست جايگاه خودش را به عنوان كارگرداني مخاطب محور و مخاطب شناس تثبيت
كند .
4.
فيلم
آسان
« ارتفاع پست »
تازه ترين كار « حاتمي كيا » اصلا فيلم سختي نيست . احتمالا مي توان سؤال كرد كه
چرا بايد روي چنين نكته اي تاكيد كنيم . مساله شايد اين باشد كه تماشاگران ما ،
درست همان گونه كه بعضي كارگردان ها خواسته اند ، دوست دارند فيلم ها را سخت ببينند
و نظر دادن در موردشان را سخت بدانند . اما « حاتمي كيا » جزو كارگردان هايي است كه
دوست ندارد كسي در مورد آثارش اين گونه فكر كند . ( اين را مي توانيد برداشت شخصي
من بدانيد ) سينماي او از چيزهايي تشكيل شده كه بديهي ترين اصول سينما هستند و بعضي
كارگردان هاي ما به عمد و بعضي ديگر به سهو آن ها را كنار گداشته اند .
5.
موقعيت
بند قبل اين
يادداشت اگر با تاكيد روي سخت نبودن « ارتفاع پست » آغاز شده لابد دليل اش اين بوده
است كه « حاتمي كيا » تمام تلاش اش را معطوف به اين كرده كه فيلم اش سرراست باشد و
داستان ، يك دست بودن اش را از دست ندهد و گاهي هم اگر پيچيده مي شود ، آن پيچيدگي
به خاطر خود داستان باشد . به نظرم داستان فيلم ، داستان « موقعيت » است . آدم
هايي اهل يك خانواده و آشنا با هم كه سوار يك طياره ( به قول قاسم ) شده اند و در
فصل هاي مختلف فيلم جاي شان را با هم عوض مي كنند . آن هايي كه شايد در نگاه اول
چندان فعال به نظر نمي رسند كمي بعدتر چنان تحركي از خود نشان مي دهند كه مايه ي
شگفتي است . مساله در واقع اين است كه در آن مكان محدود ( قسمت اعظم فيلم در يك
هواپيماي مسافربري مي گذرد ) آدم هاي محدودي هستند و اين محدوديت اگر قرار باشد به
تكرار برسد ؛ فاجعه به بار مي آورد . با اين همه « حاتمي كيا » بهترين استفاده را
از اين محدوديت مي كند و هربار يكي از شخصيت هايش را براي تماشاگران رو مي كند و
بازي را ادامه مي دهد . اين نوع نگاه و محدوديت ها را به شيوه هاي ديگر ( و گاهي
مشابه ) در بعضي كارهاي قبلي او ( مثلا « آژانس شيشه اي » و « روبان قرمز » ) هم مي
توان ديد . محدوديت معمولا خلاقيت ساز است .
6.
حاشيه
با اين حال «
ارتفاع پست » فيلمي است در ادامه ي سينماي « حاتمي كيا » . با همان مايه ي هميشگي و
تعلق خاطر به جنگ . با اين تفاوت كه اين جا مسايل حاشيه اي جنگ بيشتر در كانون توجه
است : آدم هاي اهل خوزستان كه هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته اند و اوضاع مالي /
اجتماعي شان چندان مناسب نيست . درواقع اين نامناسب بودن اوضاع را مي توان هم در
رفتار « قاسم » و هم در اشاره هاي مربوط به بيماري پسرش ( نبودن آمپول هاي مخصوص در
آبادان ) ديد . جدا از اين همسرش « نرگس » هم در جايي مي گويد كه « قاسم » دست به
هر كاري زده است .
7.
ناكجا
آباد
« ارتفاع پست »
در چكيده ترين شكل اش داستان آدم هايي است كه به آخر خط رسيده اند و در ذهن خود
ناكجا آبادي را تصوير مي كنند كه دل شان مي خواهد . توجه كنيد كه هر كسي از پنجره
ناكجا آبادي را كه مي بيند توضيح مي دهد : يكي كوه و دشت مي بيند و يكي كوير و
بيابان …
محسن آزرم
http://azarm.persianblog.com |