|
هنر به عنوان جزئي از ذات و
اصل بشر همواره به عنوان وسيله اي پر نفوذ و كارا در ميان اقشار مختلف اجتماع
بشري براي رسيدن به هدفي عالي، مورد توجه بوده و مي باشد. در اين ميان هنرهاي
نمايشي جايگاه ويژه اي دارند به سبب ايجاد فضايي خاص براي مخاطب كه خود را
صورت مجازي در فضاي مذكور حس كند و سعي كند كه توانايي خود را براي غلبه بر
مشكلات فرضي بيازمايد كه اين خود باعث رشد فكري و ادراكي انسان مي شود كه
براي هنر اصيل هدفي جز اين متصور نمي باشد.
سينماي ايران در سالهاي
اخير در زمنيه آثاري در قالب سينماي اجتماعي به موفقيت هاي شاياني دست يافته
است. پس از اقبال سينماي سياسي ايران در فضاي پس از دوم خرداد، مخاطبان سينما
از اقشار مختلف جامعه خواهان سينمايي متفاوت بودند (شايد به علت خسته شدن
جامعه از جنگ هاي سياسي، به عنوان مثال مقايسه ميان فيلم هاي ”آژانس شيشه اي“
و ”موج مرده“ كه هر دو فيلم هايي با دستمايه تقريباً سياسي بودند)، شايد
بتوان فيلم ”زير پوست شهر“ را به نوعي آغازگر نسل جديدي از سينماي اجتماعي
ناميد و اين روند پس از آن با كمي تاخير توسط فيلم زيباي ”سگ كشي“ ادامه
يافت. سينماي اجتماعي ايران در حال حاضر گذر از سينماي سياسي به اجتماعي را
پشت سر گذاشته، شايد بتوان ميزان فروش فيلم هايي كه در حال حاضر اكران مي
باشند را به عنوان شاهدي براي اين مدعا پذيرفت (جايگاه قارچ سمي) و دليل ديگر
شايد بروز روز افزون ناهنجاري هاي اجتماعي ايران امروز باشد.
دومين ساخته اجتماعي رسول
صدر عاملي فيلمساز خوشفكر و خلاق سينماي ايران ”من ترانه 15 سال دارم“ را مي
توان نقطه عطفي در سينماي اجتماعي ايران دانست. بررسي جنبه هاي گوناگون در
اين فيلم از ديد مخاطب عادي (نه منتقد حرفه اي) به طور حتم براي صدر عاملي كه
همواره مخاطب را در درجه اول اهميت قرار داده، از اهميت شاياني برخوردار
خواهد بود.
از همان اولين برخورد با
فيلم (تابلو هاي تبليغاتي در سطح شهر) مخاطب در ميابد با اثري قابل اعتنا
مواجه خواهد بود (رنگ قرمز عدد 5 نمادي از قلب بر عكس و شايد عشق و احساسي
اشتباه). بررسي افراد جامعه در فيلم (نه در مقياس وسيعي كه در سگ كشي صورت
گرفت) واقعاً قابل تأمل و تفكر مخاطب را بر مي انگيزد.
خانم كشميري (مهتاب نصير
پور) در قالب فردي دلسوز براي جامعه (زنان) بشرطي كه منافع خود در ميان
نباشد. امير حسين (ميلاد صدر عاملي) نماينده قشري از جوانان امروز كه گريز از
مسؤوليت پذيري بزرگترين ويژگي آنها است. پدر ترانه (حسين محبوب) كه نماينده
هزاران زنداني است كه خانواده آنان در جامعه با انواع مشكلات دست و پنجه نرم
مي كنند و بالاخره ترانه (ترانه عليدوستي) كه او هم نماينده روشني از جواناني
است كه در عين بي اعتمادي كل اجزاي جامعه به آنان، مشكلات را بدون هراس از رو
در رو شدن با آنها مي پذيرند و با سر زندگي و تلاش سعي در غلبه بر مشكلات
دارند كه ارتباط ساده و بي ريا با خدا را به عنوان بازو و محرك معنوي خود
برگزيده اند (سكانس صحبت ترانه با خدا: چون تو همه حقايق رو مي دوني پس چرا
بايد از چيزي بترسم) و حتي اقرار به اشتباه و تلاش براي جبران آن نيز ابايي
ندارند.
هشدارها و پيام هاي اخلاقي
فيلم بدور از شعارهاي رايج بيان مي شود نظير مقايسه دو فردي كه در شرايط
تقريباً يكساني قرار گرفته اند؛ ترانه و دختر خياباني. حسرت دختري كه عليرغم
ميل باطني اش نتوانسته فرزندش را نزد خود نگهدارد در مقابل احساسات بسيرا پاك
و مادرانه ترانه كه در صحنه هايي همه بينندگان را بدون توجه به سن و جنس تحت
تأثير قرار مي دهد.
انتخاب ترانه عليدوستي به
عنوان بازيگر نقش اول حكايت از نبوغ صدر عاملي در يافتن بازيگر دارد و اهميت
نكته زماني مشخص مي شود كه نگاهي به اسامي نامزدهاي ديگر دريافت بهترين جايزه
نقش اول زن جشنواره بياندازيم (كتايون رياحي، هديه تهراني) كه عليدوستي به حق
شايسته اين جايزه بود.
شايد تنها انتقادي كه به
اين فيلم مي توان داشت عدم پيام مناسب و قسمتي از جامعه كه همسن و همجنس
ترانه مي باشند. نمايش احساسات مادرانه شايد براي هر دختر هم سن و سال ترانه
جذابيتش از تصميم اشتباه او در ازدواج زود هنگام و احساسي باشد. به قول يكي
از دوستان:”اين فيلم را بايد چندين بار ديد، تمام پدران، مادران و دختراني كه
از لحاظ فكري به بلوغ رسيده باشند ولي هرگز اجازه نخواهم داد دختر 15 ساله ام
اين فيلم را ببيند.“
در پايان از تمام خوانندگان
عزيز اين نوشته پوزش مي طلبم كه اين مطالب حاصل انديشه يك فرد كاملاً عادي و
حساس به روابط اجتماعي در جامعه است نه يك منتقد حرفه اي و يا يك جامعه شناس.
از تمامي فيلمسازان بخصوص
عزيزاني همچون بيضايي، بني اعتماد، صدر عاملي، حاتمي كيا و ... به عنوان يك
هموطن درخواست مي كنم از چنين فيلم هايي كه از احتياجات روحي و فكري جامعه
امروز و بخصوص جوانان مي باشد دريغ نكنند، مشكلات بر سر راهشان بيشمار است
ولي هنرمند يعني مسؤول درمقابل تمامي نوع بشر و بخصوص هموطنان.
با تشكر
ح ـ
صنعان |