Home - Iranactor - Help


كاغذ ديواري  |   آلبوم عكس  |   سينماي ايران  |   گفتگو   |   آخرين اخبار   |    سينماي جهان  |   صفحه اول

مقاله ها:     يادداشت و نقد فيلم   طنز   شعر  |   كاريكاتور

 

طنز


در باب بماني

 

 

پدر داد او را به يك پيرمرد

چنين سرنوشت او را تيره كرد

 

طرف دائما پاش بر گاز بود

سيه كار و بدمست و تل باز بود

 

بماني تبه شد، سيه روز شد

سرانجام او نيز خودسوز شد

 

نمرد و از اين روي گم كرد گور

سپس رفت و شد همسر مرده شور

 

بديدم «بماني» و دلخون شدم

از اين وضع مانند مجنون شدم

 

هماني كه استاد مي خواست شد

از آن فيلم مو بر تنم راست شد

 

در اين فيلم مردم همه گشنه اند

تو گويي كه خوابيده بخت بلند

 

همه وحشي و نابهنجار و خل

چنين اند از ديد داناي كل

 

 

حكيم شكيبا ــ  سينماي نو  ــ شماره: 7+12

 

 

برفتيم تا سينما كنجكاو

ببينيم سانده فيلم «گاو»

 

به اين جشنواره چه آورده است

در ايلام ايشان چه ها كرده است

 

در آن فيلم يك دختر ساده دل

به همراه يك خواستگار خجل

 

به بازار رفت و كمي نخ خريد

برادر بيامد سرش را بريد

 

يكي دختر درسخوان دگر

كتك خورد چندي زدست پدر

 

مبادا به دانشگه اندر شود

از اين راه قدري مهم تر شود

 

زبس دخترك مشت و شلاق خورد

بزد بر خود آتش، سپس سوخت، مرد

 

بماني كه يك دختر ساده بود

براي غم و رنج آماده بود

 

زبس بود بدبخت در اين جهان

نمي يافت يك مرد خوب جوان